اطلاعات تماس

این سایت توسط فاطمه افتخاری و شهناز خبره دست  با هدف معرفی و توسعه  ورزشهای هوایی در کشور ، طراحی و راه اندازی گردیده است . 

 

info@flytime.ir

پاراموتور: محدودیت یا قابلیت؟!

 

پاراموتور، محدودیت یا قابلیت؟

نوشته: فاطمه افتخاری

عکس: مهدی خبره دست، هادی خبره دست، فاطمه افتخاری

 

پرواز مسافت با پاراگلایدر روحیه  ماجراجویی رو تقویت میکنه. هر چه میگذره تمایل به دیدن مناطق جدید و مناظر مختلف تقویت میشه. البته معمولا این ماجرا جویی از ارتفاع بالا امکان پذیره. و در ارتفاع کم همه تمرکز خلبان در پیدا کردن لیفت و ترمال چرخیدن و دوباره به حاشیه ارتفاع امن رسیدنه و اجازه لذت بردن از پرواز در ارتفاع کم به جز موارد محدود شناوری در ریج دیواره ها امکان پذیر نیست.

من که با ورود به هر منطقه جدید شروع به تصور منظره از بالا میکنم گاهی پرواز با یک گلایدر به نظرم محدود کننده میرسید. به عنوان یک خلبان مسافت پاراگلایدر سالها پرواز با وسیله ای پر سر و صدا و محدود کننده مثل پاراموتور برایم جذاب به نظر نمیرسید تا آنکه بالاخره از زمین های مسطح و فلت در حواشی یزد پرواز با پاراموتور را شروع کردم. دیدن بیابان و پرواز روی شن های روان و امنیت پرواز در منطقه ای بدون عارضه های زیاد، لذت بخش و در عین حال زود خسته کننده بود.

 
   

 

 

اصفهان از آسمان

اولین تیک اف و پروازم روی شهر اصفهان از بیاد ماندنی ترین لحظات زندگی پروازی ام به شمار میرود. دیدن یک اثر هنری به وسعت یک شهر از آسمان. تک تک کوچه ها و خیابانهایی که سالها از آسمان تصورشان می کردم. پل های قدیمی... خواجو سی و سه پل و بعد رسیدم به میدان نقش جهان.

اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که قطعا این میدان طراحی شده تا از آسمان دیده بشه. زاویه خاص مسجد بزرگ از میدان ... کاشی کاری های گنبد از بالا... کاخ عالی قاپو،کاخ چهل ستون. من عاشق این شهر از آسمان شدم.

 

 

ماجراجویی با پاراموتور

از لذت پرواز با ارتفاع کم در ساحل دریا و چند کیلومترکشیدن کف کفشم بر ماسه ها که بگذریم نو روز امسال جلوه جدیدی از ماجرا جویی پروازی را برایم به ارمغان اورد.

 

بهبهان. منطقه ای با مردم خونگرم، دیواره ای چمن برای پرواز در ریج و دریاچه های متعدد برا ماجراجویی با پاراموتور. در مسیر یکی از این دریاچه ها با دیدن بزرگ تر شدن تپه های اطرافم تصمیم به تیک اف و پرواز ادامه مسیر تا دریاچه را گرفتم. با توجه به محصور شدن بین تپه ها و کوچک بودن منطقه برا تیک اف از شیب یکی از این تپه ها برای سریع تر جدا شدن از زمین بهره بردم و به محض جدا شدن از زمین با منظره ای جدید و تا حدی شک اور مواجه شدم. توپوگرافی منطقه منفاوت با هر آنچه که قبلا دیدم یا با ارتفاع کم بر فراز آن پرواز کرده بودم ، بود.

 

در واقع من از درون یک دره تیک اف کرده بودم و از بالا آنچه که تپه تصور میکردم به نظر سطح صاف منطقه و محل تیک افم فرو رفتگی ای باریک به نظر می امد. دریاچه چند کیلومتر بالا تر در میان یک شکاف که مثل گسل و فرو رفتگی با دیواره ای کاملا عمودی بود قرار داشت. کل منطقه با یک شیب ملایم بالا میرفت و عمق فرو رفتگی ها بیشتر و بیشتر میشد و برای بیننده ای که از کف دره ها و روی زمین مسیر راطی میکرد به نظر میرسید تپه ها بلند و بلند تر میشوند. باد غالب منطقه از جهتی تقریبا 90 درجه عمود به جهتی که تیک اف کردم میوزید . در ذهنم جهت چرخش باد در هر دره را تصور میکردم و مطالبی که به طور تیوری در ارتباط با باد و تغییر جهت و سرعت آن در دره ها خوانده بودم را در هوای پرفشار و امن بعد از ظهر تست میکردم.

 

چیزی نگذشت که متوجه شدم گزینه های فرودم بسیار محدودند. زمینی کوچک در کنار دریاچه با پوشش گیاهی که البته درون یک دره محسوب میشد و به یک دیواره 100 متری عمودی محدود بود و یا بر فراز تپه ها که باز پوشیده از بوته و درختچه و همین طور شیب دار وکوچک بودند. زمین زیر پایم در نور بعد از ظهر طلایی میدرخشید و درختچه های سبز و دریاچه ی آبی ساختار رنگی زیبایی را ایجاد کرده بود. دره ها مثل شریان های رگ در همه جا وجود داشتند و انتخاب زمینی مسطح در بالا رو به باد و در عین حال دارای جاده و ارتباط دشوار بود. فکر میکردم این آن چیزیست که از پرواز با پاراموتور میخواهم. ماجرا جویی و تجربه های جدید...این ساختار با شیب ملایم بالا و بالا تر میرفت و بعد با ارتفاعی که داشتم دیگر چیزی نمیدیدم. پس دریاچه را رد کردم و مسیررا ادامه دادم. چرا هر چه بالا تر میرفتم انتهای دشت را نمیدیدم؟

 

با طی چند کیلومتر دیگر جهت باد 90 درجه تغییر کرد و کم کم از رو به رو میوزید. دقیقا 180 درجه متفاوت با جهتی که تیک آف کرده بودم . وقتی با بالاترین نقطه این شیب ملایم رسیدم متوجه شدم در بالای یک دیواره کاملا عمودی که چند صد متر ارتفاع دارد، هستم که آنسوی آن  یک دشت مسطح با ساختار و پوششی کاملا متفاوت وجود داشت. من در بالای یک کوه بلند بودم!!!!  کوهی که از یک طرف دیواره ای عمودی بود و از سمتی دیگر با شیب بسیار ملایم ده ها کیلومتر پایین میرفت و پر از شکاف هایی بود که موازی با جهت شیب احتمالا مسیر های آب بودند به مرور کم عمق تر میشدند و من از درون یکی از این شکاف ها تیک اف کرده بودم!!! دریاچه هم درون یکی از این شکاف ها بود. احساس میکردم کاشف سرزمین های ناشناخته ام. هر چه بیشتر در منطقه جا به جا میشدم سوالاتم جواب داده میشد.

 

این تجربه به حدی زیبا بود که تصمیم گرفتم روز بعد هم برای پرواز به همان منطقه باز گردم این بار با شناختی که از منطقه داشتم دلیل تغییرات جهت باد را میفهمیدم و میتوانستم بیشتر به منطقه اعتماد کنم و فرصت داشتم از پرواز لذت ببرم یا فیلم برداری کنم!

                                         

 

20151104 080245

 

 

photo 2016 10 22 12 15 40

 

 

photo 2016 10 22 12 26 05

 

 

dayer6

     

درست است که با پاراگلایدر امکان سفری چند ساعته و چند ده کیلومتری و ارتفاع هایی چند هزار متری تنها با نیروی گرمایی خورشید برایم فراهم است اما ماجراجویی با  ارتفاع کم بر فراز مناطقی که امکان پرواز با پاراگلایدر در آنجا نیست لطف خود را دارد و آن قابلیتی است که پاراموتور را برایم جذاب کرده.

 

paramotor fateme

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی