اطلاعات تماس

این سایت توسط فاطمه افتخاری و شهناز خبره دست  با هدف معرفی و توسعه  ورزشهای هوایی در کشور ، طراحی و راه اندازی گردیده است . 

 

info@flytime.ir

گلاید

 

glide1

         

بخشی از سرمقاله گلاید 1 زمستان 1394

نوشته متین فیروزی:

 

گلاید یک گاه نامه است به همین سادگی. مانند مابقی جوانب زندگی و رسم نسل ما، از تعهد می ترسیم که بگوییم ماه به ماه یا حتی فصل به فصل شماره ای خواهیم داشت .
گلاید تلاشی ست آماتوری از جانب گروهی که تجربه چاپ مجله ندارند و ادعایی هم در همین خصوص ندارند . تعدادی خلبان رشته مسافت جای خالی رسانه ای که از پرواز مسافت بنویسد و تجربه ها را منتقل کند خالی دیده اند . پس از مقداری مباحثه که مجله در آوردن کار ما نیست ولو آماتوری و در حد نشریات دانشجویی، تصمیم گرفتیم پیش شماره ای را امتحان کنیم اسم ش را گلاید گذاشتیم چون اولین چیزی بود که به ذهن مان خطور کرد و مگر در یک کار آماتوری چقدر باید برای اسم اش وقت گذاشت ؟
خلاصه اینکه خلاف رسم مجلات که در اولین شماره می نویسند که آمده ایم که بمانیم و دنیا گلستان کنیم ، می گوییم از سر حوصله سر رفتن زمستان مجله مان گرفته است، جز همین شماره یکی هم که در دست دارید چیز دیگری پیش بینی نکرده ایم ، تا ببینیم چه پیش می آید!

اما در گلاید اگرچه به ظواهر و زمان بندی خود را مقید نکرده ایم ،سخت مقید ایم به اینکه چه کسی می نویسد و چه می نویسد. سخن را از کسی منتشر می کنیم که می دانیم حوزه موضوع نوشتار را می شناسد.گلاید (اگر ماند!) باز هم با توجه 4 به ماهیت غیر منظم اش مجله ای خبری نیست بیشتر تحلیلی و آموزشی ست. دوستانی که به انتشار جریده تحت الید! اهتمام ورزیده اند عموما از خلبان های رشته مسافت پیمایی پاراگلایدر اند تقریبا همان گروه عاصی که یک روز هوس آی پی سی می کند و یک روز مسابقه راه می اندازد. اساسا سرشان درد می کند
برای موضوعات پروازی و برای مباحثه و پرواز و اردوی پروازی . آنچه این گروه را دور هم جمع کرده همین اشتیااق به پرواز است که زندگی هر کدام از ما را به نوعی و به جد تحت تاثیر قرار داده اشتیاق به پرواز چسب ماست و تقریبا در تمام موارد دیگر اختلاف نظر داریم!


  دانلود مجله

 

     

فرهنگ لغات و اصطلاحات

انجمن ورزشهاي هوايي / سازمان تربيت بدني جمهوري اسلامي ايران


فرهنگ لغات و اصطلاحات مورد استفاده در پاراگلايدر

 

تنظيم و ترجمه فرزاد جعفري فشارکي

 

آيروديناميک: مبحث حرکت هوا و نيروهاي ناشي از آن - مطالعه حرکت يک جسم مانند بال پاراگلايدر در هوا-                                   Aerodynamics

 

اکپول: موسسه گواهي استاندارد گلايدر فرانسه                                                                                                                        

 Acpuis

آکتيو فلاينگ : پرواز موثر-حس دائمي فرامين-نگه داشتن مداوم فشار و حفظ ايستايي کاناپي-

Activeflying

افنور : موسسه گواهي استاندارد گلايدر فرانسه

Afnor

اي.جي.ال : بالاتر از سطح زمين

A.G.L

اير بگ: کيسه هواي محافظ

Air bag

اير فويل: بال واره - سطح منحني طراحي شده جهت ايجاد نيروي برا (بالارونده) در حين حرکت در هوا

Air foil

اير مس: حجم همگن و يکپارچه هوا مانند پشت جبهه هواي سرد و يا جبهه گرم

Air mass

اير اسپيد : سرعت هوايي - سرعت بال در ميان هوا

Air speed

آلتي متر: ابزار اندازه گيري ارتفاع از سطح يک نقطه از پيش تعيين شده

Altimeter

آلتو: اصطلاحي به معناي بالا مرتبط با ابرهاي با ارتفاع 6500 الي 20000 پا

Alto

انگل آو اتک :زاويه حمله(زاويه بين وتر بال و مسير باد نسبي) زاويه محور فرضي يک ايرفول با باد روبرو يا باد نسبي ايجاد ميکند-

Angle of Attak

اي رايزرز : جلوترين تسمه اي که به بندهاي آ که به لبه جلو بال هدايت ميشوند متصل است-

A-risers

آسپکت رشيو : نسبت طول دوسر بال به طول وتر آن-

Aspect Ratio

آتيتيود : حالت . قرار وصفي بال در هوا زاويه بين محور فرضي بال با خط افق-

Attitude

بنک انگل : زاويه بنک - زاويه غلت گردشي - زاويه کجي زاويه اي که يک بال در هنگام گردش حول محور طولي با افق ميسازد

Bank Angle

بست گلايد اسپيد : بهترين سرعت سرش - سرعت هوايي که بهترين نسبت سرش در هوا را ايجاد ميکند-

Best Glide Speed

بيگ ايرز : مانور گرفتن و جمع کردن گوشه هاي بال جهت نزول سريعتر

Big Ears

کمبر : انحناي بالا و پايين مقطع بال - ميزلن خمش سطح يک بال واره

Camber

کاناپي : جزء بال يک پاراگلايدر

Canopy

کپ کلاود : ابر عدسي شکل کلاه مانندي که روي قله يک کوه بلند به واسطه جريانهاي بالا رونده اطراف قله ايجاد شده است

Cap Cloud

کارابينر : حلقه بيزي شکل يا تخم مرغي شکل اتصال هارنس به رايزرها

Carabiner

کاردينال اسپيدز : سرعتهاي مهم و اساسي سرعت هاي اصلي:

مانند سرعت واماندگي -سرعت حداقل نزول - بهترين سرعت سرش و بهترين سرعت مانور

Cardinal speeds

Stallspeed Minimum

Sink speed Best glide

Speed best Maneuvering speed

 

سل : احجام درون يک بال که توسط ديواره ها و سطح بالايي و پاييني يک بال از يکديگر مشخص و جدا شده اند

Cells

سن : موسسه گواهي استاندارد گلايدر اروپا

CEN

سنتر آو گراويتي : مرکز ثقل- نقطه اي در امتداد محور يک بال جاييکه وزن يک خلبان در آنجا قرار گرفته است

Center of Gravity

سنتر آو پرشر : مرکز فشار- نقطه اي در امتداد يک ايرفويل يا بال که محل تلاقي نيروهاي آيروديناميک

ميباشد و در آن نقطه ها نيروهايي متمرکز شده اند و يا به تعادل ميرسند

Center of pressure

چست استرپ : بند سينه- تسمه جلوي سينه

Chest Strap

کورد : وتر بال - اندازه بين لبه حمله (جلويي) تا لبه فرار(عقبي) يک بال

Chord

سيروس کلودز : ابرهاي گسترده و پر مانند که داراي ارتفاع بالاي 20/000 پا مي باشند - ابرهاي سيروس

Cirrus clouds

سيول : کميته بين المللي پرواز آزاد - موسسه بين المللي پاراگلايدر

Civl

کلاود بيس : پايه ابر سطح زيرين ابرهاي کومولوس يا ابرهاي خوابيده که در حال ميعان هستند و به نقطه شبنم رسيده اند

Cloud Base

کلاود استريت : يک رديف ابرهاي کومولوس که مانند بزرگراهي براي بالا رفتن يا ليفت گرفتن در کنار هم قرار دارند

Cloud Street

کولد فرانت : جبهه سرد لبه پيشين و جلو رونده يک توده هوايي سرد

Cold front

کنترل لاينز : فرامين-بندهايي که از دستگيره هاي فرامين تا پشت بال امتداد ميابند و براي کنترل بال به کار برده ميشوند

Control Lines

کان وکشن : بالا رفتن حبابهاي گرم يا ستونهاي گرما در هوا - ترمال

Convection

کانورجنس : تقرب و همگرايي در جريان هوايي که غالبا ايجاد جريانهاي بالارونده يا ليفت مينمايد

Convergence

کوردينيتد ترنز : چرخش هاي هماهنگ و موزون -

چرخشهايي با ميزان صحيح فشار در فرامين که ايجاد لغزش به خارج در دور زدن و يا واماندگي ننمايد

Coordinated Turns

کوريوليس افکت : نيروي کوريوليس -چرخش باد به خاطر نيروي گردش و چرخيدن زمين (به سمت راست در قطب شمال)

Coriolis Effect

کريبينگ : کراب گرفتن - حرکت خرچنگ وار - از پهلو حرکت کردن

- پرواز در باد با سمتي متفاوت از حرکت رو به جلو به علت فشار وارده از پهلو توسط باد

Crabbing

کراس ويندز : باد از پهلو وزش باد در جهتي متقاطع با مسير پرواز

Crosswinds

کومولوس کلاودز : ابرهاي کومولوس - ابرهاي آشفته و درهم -

پنبه اي شکل که در اثر جريانهاي ترمال بالارونده ايجاد شده است

Cumulus Clouds

کومولونيمبوس کلاودز : ابرهاي کومولونيمبوس - ابرهاي کومولوس

رشد يافته که سياه ميشوند و ايجاد طوفان صاعقه رعدوبرق و باران مينمايند

Cumulonimbus Clouds

ديپ استال : واماندگي عميق - نزول مداوم و عمودي يک گلايدر

در وضعيت واماندگي که بعضا به آن پاراشوتيج نيز ميگوييم-

Deep Stall

د-ها-و : موسسه گواهي استاندارد گلايدر آلمان

DHV

داون اسلوپ ويندز : بادهاي در حال وزش در پاي يک سراشيبي که معمولا

در يک بعدازظهر سرد ايجاد ميشوند (بادهاي کاتاباتيک)

Downslope Winds

داون ويند : جهتي که در سمت آن يا به سمت آن باد ميوزد

Downwind

دان ويند لگ : ضلع پشت به باد

Downwind Leg

دان درفت : باد در حرکت به طرف پايين

Downdraft

درگ : پسا-نيروي پسا - نيروي مقاوم در برابر کشش - انرژي از دست رفته يک گلايدر به واسطه برخورد و مقابله با هوا

Drag

دايناميک پرشر : فشار ديناميکي- فشار محسوس روي يک بال به واسطه حرکت در هوا

Dynamic Pressure

فيگور ايت ست آپ : تقرب براي نشستن در منطقه فرود با به کار گيري شکل 8 انگليسي در جهت رو به باد

Figure 8 Set Up

 

Final Leg

فاينال لگ : آخرين بخش رو به باد يک وسيله پروازي براي به زمين نشستن

 

فليرينگ : فلر کردن- کشيدن فرامين به طور کامل براي افزايش حداکثر زاويه حمله در

هنگام نشستن به منظور پيشگيري از حرکت به جلو

Flaring

فلايت پلن : نقشه پروازي - برنامه پروازي- يک سلسله اعمال و رفتار و مسير پروازي

که قبل از شروع پرواز براي آنها برنامه ريزي به عمل آمده است

Flight Plan

فرم درگ : پساي ايجاد شده به واسطه بندها هارنس و خلبان در تقابل با باد

Form Drag

فوروارد اينفليشن : به اهتزاز در آوردن بال در حالت صورت رو به باد و دور از کاناپي

Forward Inflation

فرانتال فولد : جمع شدگي لبه حمله و جلويي بال

Frontal Fold

فول استال : واماندگي کامل - جمع شدن بال و نزول سريع به واسطه زياد کشيدن فرامين

Full Stall

جيز فورس : نيروي جي - افزليش ظاهري وزن در پرواز در حالت دور زدن و چرخش روي يک خط و محور خميده

G Forces (G's or Gees)

گلايد انگل : زاويه پرواز - زاويه بين مسير گلايدر و خط افق

Glide Angle

گلايد پت : مسير پرواز يک گلايدر

Glide Path

گلايدر : هواسر - هواپيماي بدون موتور - هواپيما يا هرگونه دستگاه پرنده هوايي که تنها

به واسطه نيروي وزن به حالت پرواز باقي ميماند

Glider

گلايد رشيو : نسبت سرش - نسبت بين فاصله طي شده به جلو به فاصله سقوط يا نزول کرده

Glide Ratio

گراوند اسپيد : سرعت زميني يک گلايدر روي زمين - اين سرعت با سرعت هوايي در

زمانيکه بادي وجود داشته باشد متفاوت است

Ground Speed

گراس ويت : وزن ناخالص- کل وزن يک گلايدر - حداکثر وزن مجاز پروازي يک گلايدر-

 Gross Weight

گاست : بادي که افزليش و کاهش ميابد - هواي منقلب-

Gust

هندلينگ : کارآيي- سرعت واکنش يک گلايدر به يک داده کنترلي

 Handling

هارنس : يک سيستم تعليق که خلبان را به کاناپي اتصال و از وي محافظت ميکند-

Harness

هدينگ : سمت گيري- مسير هدف پرواز يک هواپيما - زاويه بين خط افق با محور طولي هواپيما-

Heading

هد ويند : باد روبرو و در خلاف جهت هدينگ

Head Wind

اينديوس درگ : پساي القايي-پساي توليد يا برا - پساي ايجاد شده روي يک بال به علت عبور هوا از بدنه-

Induced Drag

اينفليشن :به اهتزاز در آوردن بال با کشيدن به جلو جهت پر نمودن درون آن از هوا

Inflation

ايزوبار : خطوط اتصال نقاط هم فشار روي يک نقشه هواشناسي -

باد معمولا از خطوط ايزوبار پيروي ميکند -فشار ثابت-هم فشار-

Isobars

آينس تبيليتي : بي تعادلي-ناپايداري-نوسان هواپيما يا بال -

گرايش براي خارج شدن از کنترل و نياز به يک فرمان جهت حفظ پايداري

Instability

آينترمديت سيندرم : عوارض وعلائم مشخص اعتماد بنفس و خودباوري کاذب پس از رسيدن به سطح و مرحله متوسط

Intermediate Syndrome

آينورژن : وارونگي - توده هوا که دماي آن متناسب با ارتفاع کاهش نميابد و به همين علت ترمال بالارونده ايجاد نميشود

Inversion

کايتينگ : به اهتزاز در آوردن کاناپي و کنترل کامل و صحيح آن در باد-

Kiting

لندينگ اپروچ :قالب به کار برده شده براي يک فرود در تمام مسير تا نقاط فرود

Landing Approach

لندينگ زون : محيط باز جهت فرو

Landing Zone

لپس ريت : برشهاي طولي و مقاطع هوا از سطح زمين به بالا

Laps Rate

ال/دي-ليفت درگ : نسبت برا به پسا -نسبت سرش در هواي ساکن

L/D Lift/Drag

ليدينگ اج : پيشترين و جلوترين قسمت يک بال

Leading Edge

لکتينکولار کلاود : ابرهاي عدسي شکل تشکيل شده توسط يک موج هوا

Lectinculare Cloud

لگ استرپ : بندهاي پا

Leg Straps

ليفت : برا-نيروي آيروديناميکي بالارونده يک بال واره-هواي بالارونده که توسط خلبانان از آن جهت صعود استفاده ميشود

Lift

لوکال ويندز : بادهاي محلي -بادهاي ايجاد شده بوسيله عوامل گرمازا که در يک مکان محدود شکل ميگيرند و گسترش مي يابند

Local Winds

لاک اوت : بيرون افتادن از لبه يک ترمال در هنگام ترمال گيري

 Lockout

لاگ بوک : دفترچه ثبت پرواز و دستاوردهاي ناشي از آن-

 Log Book

مانوورينگ اسپيد : سرعت مانور - سرعت هوايي پرواز که اجازه بهترين عکس العمل را به بال ميدهد

Maneuverning Speed

ماکزيمم گلايدر شيو : بهترين نسبت سرش ممکن در يک بال

 Maximum Glide Ratio

مين کمبر : متوسط منحني . ميانگين خمش . انحناي يک خط ترسيم شده بين سطح بالايي و پاييني ايرفويل يا بال

 Mean Camber

مي نيمم سينک ريت : کمترين حد نزول -سرعت هوايي پرواز که اجازه کمترين نزول بال را ميدهد-

Minimum Sink Rate

ام.اس.ال - مين سي لول : ارتفاع از معدل سطح دريا

 M.S.L (Mean Sea Level)

ميلار : نوعي پلي استر خشک و قوي وغير قابل انعطاف

Mylar

پاراشوتيج : حالت واماندگي عميق

 Parachutage

پارازيت درگ : همه نوع پسا و مقاومت به استثناي پساي القايي-

Parasit Drag

پنتريشن : نفوذ-رسوخ-پيشروي بال-

 Penetration

پيچ : حرکت يک بال در حالتي که جلوي بال متمايل به بال و پايين ميشود - دوران حول محور عرضي

Pitch

پي.ال.اف -پاراشوتيج لندينگ فال : روس به زمين افتادن با چرخش و گردش چتر بازي-

P.L.F   (Parachutage Landing Fall)
 

پري فلايت کنترل : کنترل جامع و همه جانبه همه عوامل و قطعات قبل از پرواز-

 Preflight Control

پري لانچ چک : کنترل مهمترين نکات لحظه قبل از به هوا برخواستن-

 Prelaunch Check

پرو فايل : برش طولي يک ايرفويل . مقطع يک بال-

Profile

پرو فايل درگ : پساي ايجاد شده تنها توسط بال-

Profile Drag

کوئيک لينکز : اتصالات فلزي که رايزرها را به بندهاي بال متصل ميکند

Quichlinks

رير رايزرز: رايزرهايي که به انتهايي ترين بندهاي اتصال به بال متصل است-

 Rear Risers

رليتيو ويند : باد نسبي . باد ظاهري در هنگام پرواز پاراگلايدر - از آنجاييکه گلايدر

همواره نسبت به هواي موجوددر اطراف آن در حال پرواز ميباشد بنابرين باد نسبي

هميشه متفاوت از باد حقيقي موجود ميباشد-

Relative Wind

ريستيتوشن : براي ايجاد شده ملايمي که بواسطه هواي خنک بعداز ظهر که در زير هواي

گرم ايجاد شده توسط تابش خورشيد در طول روز به وجود مي آ يد

Restitution

رزولتنت : بردار منتج از نيروي برا و پسا در يک ايرفويل - برآيند

 Resulttant

ريورس اينفليشن : به اهتزاز در آوردن کاناپي به حالت صورت رو به آن

Revers Inflation

ريبز : ديوارها-پارچه عمودي اتصال سطح بالايي و پاييني يک بال

Ribs

ريج سورينگ : پرواز کردن وبالا ماندن به واسطه هوايي که در برخورد با تيزه و خط الراس شيب بوجود آمده است

Ridge Soaring

رايت .آو .وي : حق تقدم عبور-قوانين حق تقدم و عبور در ترافيک هوايي

Right-Of-Way

ريسک : رايزرها-الياف و بندهايي که هارنس را به بندهاي بال متصل ميکند-

Risk

ريسک منيجمنت : اتخاذ تصميمات صحيح ايمني با در نظر گرفتن کليه عواملي که ممکن است يک پرواز را دچار مخاطره نمايد

Risk Management

رول : غلتيدن-گردش حول محور طولي . غلتش بال به صورتي که يک لبه بال پايين تر يا بالاتر از طرف ديگر قرار گيرد

Roll

روت : مرکز يک بال

Root

روتور : چرخانه-يک جريان هوايي چرخنده که در نزديکي و پشت عوامل جامد زميني شکل ميگيرد

Rotor

راوند آوت: تعديل سرعت جهت پرواز به موازات زمين در حين فرود

Round Out

سي بريز : نسيم دريا- باد ايجاد شده بواسطه تفاوت دماي بين آب و زمين

Sea Breez

سيت : نشيمنگاه-صندلي پرواز

Seat

سکشنال : نقشه هواشناسي نشان دهنده فرودگاهها.راههاي هوايي.مناطق کنترل شده بعلاوه عوامل زميني

Sectional

شيت : پوشش محافظ خارجي روي بندهاي بال-

Sheath

سيموليتور : ابزاري براي اتصال هارنس به آن و انجام عمليات کنترلي-

Simulator

سينک : کاهش ناگهاني ارتفاع -ريزش هوا که باعث حرکت سريعتر از حالت نرمال به سمت پايين ميشود-

Sink

اسليپ :لغزش به داخل يک چرخش (لغزش به خارج در دور زدن)بر اثر عدم کنترل کافي-

slip

اسکيد : لغزش به خارج يک چرخش (لغزش به داخل در دور زدن) بر اثر عدم کنترل کافي-

 Skid

سورابل انولپ : پاکت اوج گيري - محدوده اطراف يک خط الراس که براي کافي جهت اوج گيري را ايجاد نمايد-

Soarable Envelope

سرينگ : پرواز مازاد بر خط سير نرمال و طبيعي يک گلايدر-

Soaring

اسپن : کل عرض يک بال از لب بال-

Span

اسپيد استير آپ : يک سيستم کاهش دهنده زاويه حمله يک پاراگلايدر که شامل يک ميله جاي پا ميباشد که

به وسيله بندهايي و قلاب به رايزر آ متصل ميشود-

Speed Striup

اسپين : چرخش سريع کنترل نشده يک بال به واسطه واماندگي در يک طرف آن

Spin

اسپيرال دايو : يک چرخش هماهنگ شيرجه مانند که با چرخيدن عميق يک بال وارد آن ميشويم.نيروي جي اضافي به واسطه

يک بنک عميق در اين مانور به خلبان وارد ميشود-

Spiral Dive

استبيليتي : ايستائي-تمايل بال جهت برگشتن به حالت پرواز متعادل از هر حرکت و مانور-

Stability

استيجينک آريا : منطقه نزديک محل فرود که براي کم کردن ارتفاع از آن استفاده ميکنيم-

Staging Area

استال : واماندگي از دست رفتن کامل نيروي برا.افت ناگهاني برا و افزايش پسا به علت افزايش اضافي زاويه حمله-

لحظه بحراني خروج بال از حالت پرواز-

Stall

استاتيک پرشر : فشار استاتيک.فشار ساکن-فشار هوا که به علت وزن هوا در بالاتر از نقطه ي مبدا ايجاد ميشود

Static Pressure

استرپز : تسمه ها و بندهاي هارنس که در داخل صندلي پرواز از خلبان حفاظت ميکند-

Straps

استراتوس کلاودز : ابرهاي استراتوس-ابرهاي گسترده و لايه اي شکل که معمولا باز دارنده و از بين برنده ترمال هستند-

Stratus Clouds

استريمر : جريان نما-روبان باريک که از آن بعنوان بادنما استفاده ميشود-

Streamer

ساسپنشن لاينز : بندهاي اتصال رايزرها به کاناپي-

Suspension Lines

تيل ويند : باد پشت سر و هم جهت هدينگ پرواز-

Tail Wind

تندم : پرواز دو نفر با يک گلايدر يا بال-

Tandem

ترمال : حباب يا ستون هواي گرم بالا رونده به سمت آسمان -

Thermal

ترمال سورينگ : بالا رفتن و يا بالا ماندن با پرواز در نيروي بالا رونده ترمال-

Thermal Soaring

تندر استورم : طوفان تندري.فرايند مازاد شکل گيري ابرهاي کومولوس تا وزش باران.رعدوبرق و ساير شرايط هواي بحراني-

Thunder Storm

تاگلز : دستگيره هاي انتهاي فرامين که خلبان در هنگام پرواز آنها را در دست ميگيرد.حلقه ي انتهايي فرامين

 Toggles

توئينگ : کشيدن يک گلايدر و خلبان توسط يک رشته طناب يا سيم به وسيله نيروي محرک مانند وينچ و يا مشابه تا به هوا برخواستن آن -

Towing

تريلينگ اج:انتهايي ترين و عقب ترين لبه يک بال ويا ايرفويل (بال واره

Trailing Edge

تريم اسپيد : سرعت تعادل-سرعتي که يک گلايدر متعادل با رها کردن فرامين به آن سرعت ميرسد-

Trim Speed

توربالانس : تندبادها و پيچ و تابهاي جريانهاي هوايي در يک پرواز -

Turbulance

آپرسورفيس : سطح روي يک بال-

Upper Surface

آپ اسلوپ ويندز : (بادهاي آناباتيک) بادهايي که بالاي يک خط الراس به واسطه حرارت تابش خورشيد ميوزند

Upslop Winds

آپ ويند : جهت پرواز با هدينگ به سمت باد-

Up Wind

وريو متر : ابزاري که بالا و پايين آمدن يک گلايدر و مقدار صعود و نزول آن را نشان ميدهد-

Variometer

ولو سيتي : اندازه گيري سرعت و جهت حرکت-

Velocity

ونتوري : افزايش سرعت باد زمانيکه باد متراکم و فشرده ميشود-

Ventury

ورتيگو : عدم درک موقعيت به خاطر چرخش زياد و اختلال در تشخيص آنچه ديده ميشود-

Vertigo

ورتکس : جريانهاي پيچشي هوا در نوک بالها-هرنوع جريان پيچشي در هوا

Vortex(Tip Vortices)

ويک توربالانس : اغتشاش در اثر جريان دنباله-جريانهاي پيچشي در پشت مسير يک گلايدر و يا هر نوع هواپيما و بال-

Wake Turbulance

وارم فرانت : جبهه گرم-لبه جلويي يک توده هواي گرم-

Warm Front

ويند دامي : خلباني که جهت کنترل وضع هوا ابتداا" به پرواز در مي آيد-

Wind Dummy

ويند گراديانت : تدرج باد-کاهش سرعت باد با نزديک شدن به زمين-

Wind Gradient

ويند اينديکيتور : سرعت سنج باد و يا جهت نماي باد-باد سنج يا بادنما-

Wind Indicator

ويند سوک : جهت نماي باد جورابي شکل و يا پارچه اي روي ميله اتصال براي نماياندن جهت جريان باد-

Wind Sock

وينگ لودينگ : نسبت وزن به سطح يک هواپيما که از تقسيم وزن کل در حال پرواز بال وخلبان بر سطح مفيد هواپيما بدست مي آيد-

Wing Loading

وينگ اور : مانوري که در آن گلايدر و يا بال يک مسير مانند راندن دوچرخه روي يک ديوار خميده به بالا و پايين را طي ميکند-

Wing Over

ايکس-سي : اصطلاح خاص پرواز فرا منطقه اي -کراس کانتري-

X-C

ياو : گردش بال حول محور عمودي به نحوي که يک بال به سمت جلو وديگري به سمت عقب حرکت ميکند گردش به راست و يا چپ

Yaw

ياو آکسيس : محور گشت بال

Yaw Axis

عبور از اقیانوس آرام 1928

آيا تاكنون روياي اوج گرفتن در بالاي زمين و پرواز در ارتفاعات اسمان را داشته ايد؟

بسياري از ما تجربه اين پرواز خيالي را يك زماني داشته ايم ،اين آرزوي كودكانه به دوران بزگسالي منتقل شد و جرقه اي بود براي توليد اولين هواپيماها

ايده كاوش فضا به طور عميقي در آگاهي انسان ودر كساني كه شهامت بررسي ناشناخته ها را داشته اند ريشه دوانده بود . امروز مي خواهيم درباره يكي از آن كاشفان صحبت كنيم . ( سر چارلز كينگز فورد اسميت ) كه به خاطر خدمات هوانوردي لقب شواليه را گرفت و بعدها درجه افتخاري سرتيپ  نيروي هوايي سلطنتي استراليا را به دست آورد .سرچارلز جوانترين فرزند خانواده اي هفت نفره بود . او از همان ابتدا علاقه شديد به ماجراجويي داشت . و به خاطر ذات بچه گانه و مشتاقش معروف بود .وي هميشه پراز انرژي واماده بدست آوردن آنچه كه احتمالا ديگران آن را غير ممكن مي دانستند بود و خيلي زود لقب دلنشين چيلا به او داده شد .میل  صادقانه اش  به پيگيري يك حرفه محترم منجر به ثبت نام رشته دانشكده مكانيك و مهندسي در سيدني استراليا شد اما اين مطالعات رضايت خاطرش را فراهم نكرد . به خاطر اينكه هيجاني كه او در جستجويش بود به او داده نشد .اگرچه دانشجوي خوبي بود احساس كرد كه هنوز هدف زندگيش را دنبال نمي كند . در ان روزها موتور سواری بزرگترین منشا شادی برای او بود واغاز قرن بیستم بود وقتی جهان با اختراع  هواپیما شگفت زده شد در سال 1917 سر چارلز اولین پروازش را انجام داد

.درآن زمان ظاهر هواپیماها خیلی متفاوت تر از آنچه که اکنون هستند بود آنها از پارچه سیم والوار ساخته شده بودند  با اين وجود لحظه اي كه سرچارلز سوار اين وسيله شد متوجه شد كه سرنوشتش رقم خورده است او از فرط خوشحالي به والدينش نوشت من يك چيز را درمورد پرواز كشف كرده ام وآن اين است كه آينده من هر چقدر كه ارزش داشته باشد به آن مرتبط است . اين خلبان پيشگام تعهد واقعي به پرواز نشان داد .و فراتراز محدوديتهاي موجود رفت .او به عنوان خلبان يگان هوايي سلطنتي بريتانيا انتخاب شد بعدها سرچارلز كه دوستانش اسميتي مي گفتند در سن 20 سالگي به ايالت متحده نقل مكان كرد . در هاليوود براي كسب معاش او به عنوان يك خلبان نمايشي شروع به كار كرد اما به نظر مي رسيد كه اين مسير كاري براي او مناسب نيست . بنابراين كارش را ترك كرد و به وطنش برگشت

در استرالیا در سال 1921 در زمینه برق هواپیما کارکرد و شرکت هوایی که به تازگی تاسیس شده بود بنام  west Australian Airways WAA اسمیتی را برای پرواز محموله پستی استخدام کرد این برای سر چارلز فرصت بزرگی  بود و او توانست تجربه بیشتری بدست آورد معهذا هنوز بزرگترین آرزویش براورده نشده بود .ضرب المثلی است که می گوید افراد شبیه به هم غالبا وقت را با هم می گذرانند واین چالز یولم همکار اسمیتی در WAA  بود که به نظر می رسید رویای مشابهی باهم دارند .آنها کشف کردند که هردویک آرزوی یکسان دارند .

 

عبوراز اقیانوس آرام

 اگر چه برای برخی این یک ایده غیر ممکن به نظر می رسید . این دونفر باهم همکاری کردند تا به هدف متحد هوانوردیشان نایل گردیدند .  به منظور دریافت آموزش بیشتر هردونفر تصمیم گرفتند تابا چالش کوچکتری شروع کنند .درسال 1926 آنها پروازی را در اطراف استرالیا داشتند ورکورد جدیدی را به ثبت رساندند وآن رابه نصف زمانی که قبلا برای آن صرف شده بود کاهش دادند ودر 10 روزو 5 ساعت استرالیا را دور زدند . مسلما این موفقیت کمک فراوانی به تقویت اعتماد به نفس آنها و آرزوی اولیه شان برای عبور از اقیانوس آرام نمود که دیگر غیر واقعی به نظر نمی رسید . همچنان که تلاشهایشان بیشتر می شد آنها فهمیدند که باید هواپیمایی را اجاره کنند که مناسب برای رسیدن به هدفشان باشد .

درژانویه سال 1927 آنها به ایالت متحده امریکا رفتند . تابهترین هواپیمای ممکن راپیداکنند تا به آنها کمک کند که ارزویشان براورده شود . بعداز چندین ماه آنها تصمیمشان راگرفتند وامن ترین هواپیما (فوکر) سه موتوره را با موتورهای wright whirlwind   را انتخاب کردند. چالش بعدی چیره شدن بر موانع مالی بود . آنها با تعمیر وبه روز کردن هواپیماهای سه موتوره آسیب دیده بر این هم فاتح شدند .




آنها همچنین توجه تاجر ثروتمند آمریکایی به نام (کاپیتان جی .آلان هانکوک ) راجلب کردند که کمک مالی به آنها ارائه کرد. سر چارلز بعد از فوت دخترش ماری جین خیریه ای را به نامش (ای اس بی ال فابیان ) بنیان نهاد . سر چارلز باهمکارش چارلز یولم همکاری کرد تا رویایشان را برای عبور از اقیانوس آرام باهواپیما دنبال کنند . اقدامی که در آن زمان انجام نشده بود برای کمک به آنها درداشتن یک هواپیمای مناسب تاجر (کاپیتان جی .آلن هانکوک ) حمایت مالیش را به آنان ارائه کرد . همه چیزها خوب پیش می رفت مثل اینکه از بهشتهای بالا فرستاده شده بودند . اسمیتی و چارلز به رویای شریکی شان خیلی نزدیکتر شدند . هواپیمای جدیدشان به نامsouthern cross به خود گرفت ولی سرچارلز به مهربانی آن را (اتوبوس قدیمی ) نامید . آن 6840 کیلوگرم وزن داشت وچهار خدمه آن 291 کیلوگرم بودند . این هواپیما که برای ثبت رکوردهای جدید آماده بود سرعت پروازی معادل 150 کیلومتر در ساعت داشت .

آماده شدن پرشور آغاز گردید هر دو خلبان توانایشان را در پرواز بدون دید انجام دادندکه در آن تنها ازوسایل هواپیما برای هدایت هواپیما استفاده می شود .این در موقعیتهایی که دید کم به علت حضور ابرها وگردوغبار یا چنین پدیده هایی وجود دارند انجام می شود .این دو خلبان بلند پرواز نیز از هدایت رادیویی استفاده کردند وپروازهای طولانی مکرر را انجام می دادند .مقاومت فیزیکیشان نیز برای ماموریت موفقیت آمیز ضروری بود . ازاین رو آنها به تناوب پرواز میکردند  که مجموع آن 40 ساعت می شد در حقیقت آنها برای هر احتمالی آماده می شدند با اعتماد به نفس کامل، در هواپیمایشان این پیشگامان تاریخ پروازشان را در تاریخ ثبت کردند .


آن 31 می سال 1928 بود هوا عالی بود وآنها از ( اوکلند ) آمریکا بلند شدند به (اسمیتی ) و کمک خلبانش چالز یولم دو نفر از دوستان آمریکایی پیوستند . هدایتگر (هاری لیون ) واپراتور رادیو (جیمز وارنر ) . نورهای براق پل شکوهمند golden gat bridge در خلیج سانفرانسیسکو در مه صبحگاهی به آنها سلام گفت . این را در نظر داشته باشید پروازها در آن موقع به راحتی وآسودگی که امروز هستند نبودند اما برای (اسمیتی ) و(چالز یولم ) هیچ چیز دیگر مطرح نبود این لحظه ای بود که هر دو مرد از زمان کودکی رویایش راداشته اند . 83 ساعت و 38 دقیقه بعد خدمه هواپیما در (بریسین ) استرالیا به زمین نشست که اتفاقا شهر محل تولد اسمیتی بود گفته میشود که 300 هزار نفر بعداز رسیدنشان به آنها خوش آمد گفتند و البته والدین مفتخر اسمیتی اورا به ارامی در آغوش گرفتند در حالی که جمعیت تشویق کننده نشان دادند که از شهروندانشان خرسند هستند .

این اولین عبور هوایی از اقیانوس آرام بود ومسافت 11900 کیلومتر اقیانوس آبی پهناور را در بر گرفت . بعداز اولین مهمانی خوش آمد مقامات عالی رتبه به این چهار پیشگام تبریک گفتند و به افتخارشان یک رژه باشکوهی برگزار گردید . رییس جمهور ایالات متحده (کالوین کولیج ) این پیام را برای (سرکینگفورداسمیت ) فرستاد . (صمیمانه به شما وهمراهانتان در این پرواز موفقیت آمیز از اوکلند تا استرالیا تبریک می گویم . پیشگامی درخشان ودلیرانه شما انگیزه هوانوردی را تسریع کرده وپیوندها را بین کشورهای مشترک المنافع و کشور ما را مستحکم کرده است .) سر چارلز پر انرژی ودوستش آقای یولم نمی خواستند در این نقطه متوقف شوند . موفقیتشان در پرواز عبور از اقیانوس آرام آنان را متقاعد کرد که هواپیمایشان می تواند آنها را به هر جایی پرواز دهد. هر دو آنها احتمال پرواز بیشتر را مورد توجه قرار دادند . اولین مرحله در نائل شدن به این چالش جدید انجام یک پرواز داخلی بود . در آگوست سال 1928 این دو خلبان پیشگام برای اولین بار پرواز بدون وقفه از ملبورن به پرت را انجام دادند که آن طول استرالیا می باشد . بار دیگر آنها به این حقیقت آگاه شدند که هواپیمای Southern cross خیلی خوب کار می کند واین دو مرد آمادگی واراده پرواز را داشتند و می خواستند که بالای دریای (تاسمانی ) پرواز کنند . آیا آن به حقیقت پیوست ؟ پاسخ یک بله طنین انداز است . آنها اولین پرواز را برای رسیدن به زلاند نو از بالای دریاها انجام دادند که ان نشانه موفقیت دیگری در سابقه ممتازشان بود . پرواز برگشتیشان در اکتبر سال 1928 انجام شد .پرواز زلاند نو به استرالیا پرواز تاریخی بود . سا بعد در سال 1929 رکورد جدیدی را ثبت کردند . پرواز از سیدنی به لندن در 12 روز و 18 ساعت . بعدها سرچارلز 32 ساله درسال 1930 بدون دستیار 16 هزار کیلومتر را طی مسابقه هوایی انگلستان واسترالیا پرواز کرد . به خاطر یک رکورد جدید دیگر برای پرواز تک نفره از انگلستان به استرالیا درسال 1933 سر چارلز بزرگترین خلبان جهان لقب گرفت .


 (سرچارلز ادواردگینگ فورد اسمیت ) درسن 38 سالگی هنگامی که سعی می کرد رکورد سرعت قبلی اش در مسیر انگلستان به استرالیا رابهتر کند دیگر دیده نشد . (سر چارلزادوارد کینگ فورداسمیت ) معروف است که نسبت به هر خلبان دیگری مسیرهای طولانی تری را پرواز کرده باشد . شهامت او حقیقتا فرح بخش است . وزندگیش یک افسانه شد .وشماری از کتابها وفیلمها بر اساس شاهکارهای شگفت انگیز (سرچارلز ) وجود دارند . شیفتگی و جذبه زندگی این خلبان بسیار محبوب باقی می ماند . فیلم جدیدی درباره زندگیش توسط فیلمساز استرالیایی برنده جایزه (دامین لی ) برای اکران درسال 2010 برنامه ریزی شده است . بزرگترین فرودگاه سیدنی به افتخارش (فرودگاه بین المللی کینگفورد اسمیت ) نامگذاری شده است . (southern cross ) که هواپیمایش بود تا به امروز نگهداری شده ودر فرودگاه (بریسبن ) در استرالیا نمایش داده شده .

بیش از 80 سال از رکورد عبور این هواپیما از اقیانوس آرام میگذرد
 

  عکس سرچارلز نیز در اسکناسهای 20 دلاری استرالیایی به تصویر کشیده شده . که از سال 1966 تا 1994 در گردش بود . هر بار که ما هوایی سفر میکنیم ما به شکلی به آن قهرمانان شجاع که راه را نشان دادند مرتبط می شویم .آنها خطرها ومحرومیتها ی بسیار زیادی تحمل کردند. واین رابرای ما ممکن می سازد تا از راحتی های سفر وحمل ونقل اقلام ضروری در مسافتهای طولانی لذت ببریم . ما از پیشگامانی مانند سرچارلز ادوارد کینگفورداسمیت سپاسگزاریم که شهامت مهارت وعشق فراوانشان به پرواز برای مدتها به یاد خواهد ماند .

 

مثلث هرج ومرج


(آشفته‌ بازار پر‌رونق پاراگلایدر ایران)


 نوشنه آناهیتا امینی علوی


تاریخچه

 

 در 21 نوامبر 1783 اولین مسافران هوایی بالن اختراعی برادران "مونت گلفیه" در آسمان پاریس به پرواز در‌آمدند. حدود صد سال بعد، بسیاری از دانش‌پژوهان و خبرنگاران از سراسر دنیا برای تماشای پروازهای یک مهندس مکانیک آلمانی به نام "اتو لیلینتال" ‌ که با استفاده از دو بال دست‌سازش انجام می‌داد؛ به آلمان سفر می‌کردند. این فرد با اقدام حیرت‌انگیز خود در سال‌های پایانی سده نوزدهم محور توجه مردم جهان قرار گرفته‌بود اما به ناگهان تمامی جنجال‌ها با یک خبر حزن‌انگیز خاتمه یافت: "لیلینتال در ماه آگوست 1896 به دلیل سانحه مجروح شد و در بیمارستانی در برلین در‌گذشت".


اتو لیلینتال تا زمان مرگش، که در حین پرواز و به دلیل شکسته شدن بال آخرین طرح خود، که در اثر تغییر ناگهانی باد به وقوع پیوست و موجب شد از ارتفاع حدوداً 56 فیت ( هفده متر ) سقوط کند و در اثر شکستگی ستون فقرات به وقوع پیوست، دو هزارو پانصد فقره پرواز را توسط تعدادی از نمونه های پروازی خود انجام داده بود

 
 

ورویل و ویلبر رایت با استفاده از تجارب لیلینتال موفق شدند وسیله‌ای را که برای پرواز کردن از موتور نیرو می‌گرفت و بدست انسان هدایت می‌شد به جهان عرضه کنند. هفدهم دسامبر 1903 به عنوان تاریخ رسمی تولد هواپیما ثبت شد و برادران رایت  شایسته عنوان پدران هوانوردی گردیدند. در مدت زمانی بسیار کوتاه چنان پیشرفتی در سرعت و سقف پرواز هواپیما‌ها صورت گرفت که تنها می‌توان آن را حاصل دوران بلوغ جامعه بشری به حساب آورد. در سایه هیجانی که بواسطه انقلابی عظیم در عرصه علم هوانوردی پدید آمده‌بود، پرواز با گلایدر‌ها برای مدتی طولانی در گوشه‌ای تاریک از اعماق ذهن جهانیان به انزوا کشانده شد. بلندپروازی‌های بشر تا به آنجا پیش رفت که در 20 جولای 1969 با فرود آپولوی 11 بر سطح کره ماه، آرمسترانگ قدم تاریخی خود را که قدمی بزرگ برای عالم انسانی بود، بر ماه گذاشت.

 ماه به تسخیر انسان در آمد و در افکار نیرومند بشری سرخوش از پیروزی بزرگی که نصیبش گشته بود این تفکر شکل گرفت که با دستیابی به اصول دقیق آیرودینامیکی و کنترل ترافیک هوایی و همچنین بهره‌گیری از علوم جدید می‌توان به بلند‌پروازانه‌ترین آرزوهای بشری دست یافت بدون آنکه سلامت و زندگی خود را به خطر انداخت.

 ایده پرواز با تنها یک جفت بال و بدون استفاده از موتور همچون بذری پس از صد سال جوانه ‌زد. استفاده از پاراگلایدر به عنوان یک وسیله ایمن پروازی با استفاده از اطلاعات هواشناسی، فنون ساختمانی در علم مکانیک و همچنین پیشرفت صنعت نساجی برای دوخت چتر‌های ایمن و قابل اعتماد، رنگ دیگری به خود ‌گرفت. وسیله شگفتی‌آفرین بدیعی که اسباب مرگ مبدّع خود را فراهم آورد؛ در سراسر دنیا به عنوان ورزشی مفرح گسترش یافت و بصورت رایج‌ترین ورزش هوایی در دنیای امروز در‌آمد. پاراگلایدر تلفیقی استثنایی از هوس‌انگیز‌ترین رویاهای بشری در چهارچوب زیبای طبیعت است که سبب می‌گردد بسیاری از دلباختگان عرفان، طبیعت، ورزش و سلامتی مسحور آن گردند. هیجان‌طلبی پرندگان پاراگلایدر در سایه آرامشی که بواسطه معلق بودن در آسمان و به شکل عینی بریدن از تعلقات دنیوی در آن‌ها ایجاد می‌شود رنگ و بویی روحانی می‌یابد. بشر امروز از این بخت برخوردار است که با استفاده از وسایل ایمن پروازی و دانش روز به رویایی دست یابد که گذشتگان‌اش هزاران سال در تحقق آن ناکام بودند.

 پروازی رها و فارغ‌‌ بال بر پهنه مینوی سپهر همچون پرندگان

پرندگان پاراگلایدر که در ابتدای امر با بدگمانی به فعالیت آن‌ها نظر می‌شد امروزه توانسته‌اند با بکارگیری استعداد‌های والای خود در پرداختن به رشته‌ای که حقیقتاً به آن عشق می‌ورزند و همچنین احترام به حقوق یکدیگر، بالا بردن دانش علمی و اجرای قوانین پروازی موقعیت ممتازی را چه از نظر اجتماعی و چه از لحاظ حقوقی برای خود تثبیت کنند.

 
 FAI   فدراسیون جهانی ورزش‌های هوایی است که صد کشور جهان در آن عضو هستند. در دنیا سالانه ده‌ها همایش‌، کنفرانس علمی و مسابقه بین‌المللی در ارتباط با پاراگلایدر و همچنین دیگر رشته‌های ورزشی هوایی(پاراموتور، کایت، چتربازی و ...) برگزار می‌شود. این فعالیت‌ها زمینه‌ مناسبی را برای آشنایی و تعامل بیشتر ورزشکاران در جهت پیشبرد مهارت‌های فنی و ارتقا مرام‌های انسانی‌شان فراهم می‌آورد. گسترش ورزش‌های هوایی علاوه بر این که بستری مناسب برای فرهنگ‌سازی در علم هوانوردی میان عامه مردم ایجاد می‌کند، بهانه‌ای نیز برای ارتباطی مؤثر و سازنده میان افرادی با یک علاقه‌ مشترک می‌باشد. همچنین پرواز با پاراگلایدر در قالب شاخه‌ای پرطرفدار از توریسم ورزشی می‌تواند جرقه‌ای برای رونق صنعت گردشگری محسوب ‌گردد. به طور مثال در ترکیه، کشوری که در همسایگی ما قرار دارد دو مسابقه پاراگلایدر برای سال 2007 توسط فدراسیون جهانی ورزش‌های هوایی برنامه‌ریزی شده‌است. در طول چند دهه اخیر روز به روز بر تعداد پرندگان پاراگلایدر در سراسر کره زمین افزوده شده‌ و بالطبع کشور ما نیز از این موج بی‌بهره نمانده‌است. هم‌اکنون در اکثر شهرستان‌ها فعالیت‌هایی در زمینه پرواز با هواپیماهای فوق سبک و بخصوص پاراگلایدر صورت می‌گیرد؛ ولی به راستی سهم مردم ما از ترویج ورزش‌های هوایی در دنیای امروز چیست؟

 


 متأسفانه در ایران مشکلاتی در ارتباط با پاراگلایدر وجود دارد که در نتیجه نمی‌توان از آن به عنوان ورزشی "مفرح" نام برد. هیچ آمار رسمی و قابل استنادی از حوادث مربوط به تنها یک دهه پرواز پاراگلایدر‌ها بر فراز آسمان ایران وجود ندارد ولی آنچه مسلم است آمار بالای تلفات جانی و سوانح متأثر‌کننده در این رشته می‌باشد. عدم توجه به شرایط نامساعد آب‌و هوایی و اجرای عملیات آکروباتیک خطرناک در نزدیکی زمین از جمله مواردی بوده‌اند که در این سال‌ها بیشترین سوانح را برای پرندگان پاراگلایدر بوجود آورده‌اند. در مواردی نیز بروز اشتباهات فاحش از سوی مربی فجایعی را به بار آورده‌ که فقدان یک نظارت دقیق بر صلاحیت آموزشگران مانع از رسیدگی دقیق به پرونده‌های شاکیان گشته‌است. اتفاقاتی از این دست حتی بسیاری از هواداران سرسخت این رشته را در ایران بر آن داشته‌ که به اصرار بستگان و یا با نظر شخصی خود بر لذت پرواز با پاراگلایدر چشم ببندند. جای آن دارد دلایل بروز چنین حوادثی حداقل به خاطر تشویشی که در اذهان عمومی بوجود می‌آورند و به جهت اختلالی که در امنیت جامعه سبب می‌گردند، توسط کارشناسان فن به‌طور دقیق بررسی و آسیب‌شناسی شوند. یکی از مشکلات عمده‌ پرندگان پاراگلایدر و بطور کلی علاقمندان به ورزش‌های هوایی در ایران، عدم وجود یک فدراسیون رسمی در این زمینه می‌باشد. شاید "انجمن ورزش‌های هوایی" که در مجموعه آزادی مستقر است و زیر نظر سازمان‌ تربیت بدنی فعالیت می‌کند در شرایطی که ایران فدراسیون ورزش‌های هوایی ندارد خود را متولی حقیقی این امر بداند ولی آیا می‌توان از مسؤولیت اصلی سازمان هواپیمایی کشوری برای تعیین ضوابط و قوانین پروازی و کنترل هرگونه فعالیتی که در فضای هوایی کشور صورت می‌گیرد چشم‌پوشی کرد؟

 برای اقدام به هرگونه پروازی در آسمان ایران، موافقت و نظر سازمان هواپیمایی کشوری هم بخاطر حفظ امنیت شهروندان و هم به‌جهت جلوگیری از هرج و مرج در فضای هوایی کشور امری ضروری می‌باشد. این در‌ حالی‌ست که هیچ هماهنگی میان سازمان تربیت‌بدنی و سازمان هواپیمایی کشوری صورت نگرفته‌است. ضرورت توجه به این مهم در آن است که هنگام بروز حادثه تنها سازمانی که می‌تواند قضیه را کارشناسی کند و با تشکیل "کمیته بررسی سوانح" در صدد حل اختلاف و یا رفع موارد قانونی بر‌آید، سازمان هواپیمایی کشور می‌باشد. از طرف دیگر، سازمان هواپیمایی کشوری مسؤولیتی را در قبال فعالیت‌هایی که بدون مجوز رسمی این سازمان صورت می‌گیرد تقبل نمی‌کند. باید پرسید در شرایطی که هیچ نظارتی بر عملکرد افراد در سایت‌های پروازی ایران وجود ندارد تا آنجا ‌که حتی بسیاری از اشخاص سودجو و فاقد صلاحیت آزادانه به عنوان مربی اقدام به آموزش پرواز می‌نمایند؛ تشخیص اینکه چه فعالیتی قانونی و چه فعالیتی غیر‌قانونی‌ست به چه طریقی برای هنرجویان ممکن خواهد بود؟! فردی که با دیدن پرواز حسرت‌انگیز پاراگلایدر‌سواران با شیفتگی قدم در راه آموختن این فن می‌گذارد قاعدتاً هیچ اطلاعی از چگونگی پرواز و رعایت نکات ایمنی ضروری در هنگام پرواز ندارد. هنرجوی پاراگلایدر در واقع جان خود را بر کف نهاده و برای فراگیری پرواز به یک مؤسسه آموزشی و یا یک مربی اعتماد می‌کند. باید دید در جایی‌که پیآمد این امر می‌تواند فاجعه‌بارترین حوادث زندگی فرد را رقم زند، بر پایه چه ضمانتی این اعتماد صورت می‌گیرد؟ بهتر است هنرجویان این رشته از ابتدا آگاه باشند عدم نظارت بر فعالیت‌هایی که در این زمینه انجام می‌شود در بسیاری از موارد سبب می‌گردد بر فرض حدوث سانحه، هیچ‌کس جز خود آن‌ها مقصر شناخته‌نشود؛ چرا که هنرجو با تشخیص خود اقدام به پرواز می‌نماید و کسی به زور او را از صخره به پایین هل نمی‌دهد!!! سازمان هواپیمایی کشوری که با تشکیلات سامان‌دهی‌شده و طی مراحل اداری معین و قانونی برای متقاضیان علاقمند به فعالیت‌های غیر‌انتفاعی در زمینه پرواز به صدور مجوز مؤسسه‌ آموزشی اقدام می‌کند، نظارت درستی بر عملکرد مجریان این امر در سایت‌های پروازی کشور ندارد.

 تمامی سرویسی که سازمان هواپیمایی کشوری در این خصوص به پرندگان پاراگلایدر اختصاص می‌دهد مربوط به زمانی‌ست که اتفاق ناشگونی روی داده و شخصی برای شکایت به این سازمان مراجعه کرده‌باشد که به تعبیری می‌توان از آن همچون نوش‌داروی پس از مرگ سهراب نام برد. نکته اینجا‌ست که با توجه به اینکه هیچ مدیریتی بر سایت‌های پروازی(با هواپیمای فوق سبک همچون پاراگلایدر) صورت نمی‌گیرد و هیچ ناظری به‌طور مستمر از طرف سازمان هواپیمایی کشوری در این سایت‌ها حاضر نیست؛ در صورت بروز حادثه "کمیته بررسی سوانح" بر پایه چه شواهد و مدارکی قضیه را کارشناسی می‌کند؟ پرندگان پاراگلایدر به‌خوبی می‌دانند که پاراگلایدر همچون هر رشته ورزشی دیگری که در ارتباط مستقیم با طبیعت سرکش و نا‌آرام قرار دارد؛ ناگزیر از پذیرش درصدی از خطر برای ورزشکار است. طبیعت برای پرندگان پاراگلایدر‌ عنصری ملموس و قابل‌ احترام است چرا که آن‌ها بهتر از هر کس دیگری می‌دانند بی‌توجهی به قوانین طبیعی و ستیزه‌گری با آن چه عواقب شومی را می‌تواند برای‌شان بوجود آورد. همانگونه که یک راننده برای تضمین سلامتی خود و دیگران باید به قوانین راهنمایی و رانندگی احترام بگذارد، برای استفاده از فضاهای هوایی نیز قوانینی وجود دارد که عدم رعایت آن‌ها می‌تواند حوادث جدی‌تری را از آنچه در جاده‌ها در انتظار فرد متخلف است، سبب گردد. حال باید دید کارشناسان هوایی ایران کجا هستند تا بر نظم سایت‌های پروازی نظارت کند و در صورت بروز حادثه در محل حضور داشته‌باشند؟ (بدون‌شک با گرفتن شماره اطلاعات سازمان هواپیمایی کشوری می‌توان در تمام ساعات اداری سراغ آن‌ها را در دفاتر کارشان گرفت). تعداد سایت‌های پروازی پاراگلایدر در پایتخت از شمار انگشتان یک دست تجاوز نمی‌کند و در دیگر شهرستان‌ها نیز نهایتاً برای هر منطقه‌ای یک سایت پروازی وجود دارد. با وجود این گمان نمی‌شود که نظارت بر این مکان‌ها مستلزم صرف نیروی انسانی و هزینه زیادی برای دولت باشد.

 مدّعی دیگر ورزش‌های هوایی پس از سازمان هواپیمایی‌کشوری، سازمان تربیت‌بدنی است. بنا به دلایلی که ذکر آن گردید عضویت در "هیأت‌های ورزش‌های هوایی" که با نظارت "انجمن ورزش‌های هوایی" و همچنین تربیت‌بدنی کل هر استانی در اکثر شهرستان‌های ایران فعال هستند، به جهت عدم وجود رابطه قانونی میان سازمان‌هواپیمایی و سازمان تربیت‌بدنی محل بحث و تردید است. سوا از این قضیه حتی در  سیستم اداری داخلی سازمان تربیت‌بدنی نیز یک هماهنگی کلی ما‌بین مراکز مختلفی که به ترویج ورزش‌های هوایی مشغول‌ هستند وجود ندارد. عدم همکاری میان "انجمن ورزش‌های هوایی" و "هیأت ورزش‌های هوایی استان تهران" سبب گشته پرندگان پاراگلایدر در شرایط دردسر‌ساز قانونی سردرگم باشند و ندانند که بالاخره کدام ارگان مسؤول رسیدگی به مشکلات آن‌ها خواهد بود و برای پرداختن به این ورزش به حمایت‌های چه نهادی می‌توان دل خوش داشت. نابسامانی سیستم اجرایی این ورزش در سازمان تربیت‌بدنی تنها یک مشکل درون‌سازمانی نیست و پیآمد آن به طور مستقیم بر افرادی که به هر ترتیبی به این رشته وابستگی دارند اثر خواهد گذاشت. بدون‌شک تا زمانی‌که مسؤولیت پرداختن به ورزش‌های هوایی به‌طور مشخص به یک سازمان متولی تفویض نشود و از دیگر فعالیت‌های غیر‌قانونی در این زمینه جلوگیری به‌عمل نیآید هرگز نخواهیم توانست به یک آسمان ایمن دست بیابیم؛ و با گسترش جامعه کوچک و در حال رشد پاراگلایدر‌سواران باید در انتظار تراژدی دیگری در کنار آمار متأثر کننده تلفات جاده‌ای ایران باشیم. در آشفته بازار پر‌رونق پاراگلایدر ایران، فقدان یک متولی مسؤول و مقتدر برای پرداختن به ورزش‌های هوایی تنها موردی نیست که در انجام آن کوتاهی می‌شود. زمانی که دغدغه پرندگان پاراگلایدر در کشورهای پیشرو استفاده از کرم ضد‌آفتاب بهتر برای حمایت از پوست‌شان و یا انتخاب کفش مناسب‌تر برای حفاظت از مچ پاهای‌شان در هنگام فرود می‌باشد، پاراگلایدر‌سواران ایرانی در این فکر هستند که چگونه با انجام مانور از بین کابل‌های فشار قوی برق جان سالم بدر ببرند و یا با پرواز از فراز خانه‌ها و آنتن‌های هوایی تکه‌ زمین مناسب و صافی را برای فرود بیابند.  ضرورت دارد استاندارد‌های لازم برای معرفی یک مکان به عنوان "سایت پروازی" مورد کارشناسی مجدد قرار گیرد و درباره این مکان‌ها اطلاع‌رسانی شده و به علاقمندان معرفی شود. مسلم است که کنترل تمامی صخره‌ها و تپه‌های کشور برای بازداشتن افراد از پروازی بی‌پایه و حادثه‌ساز امری محال است؛ ولی با ایجاد "سایت‌های نمونه پروازی" بواسطه استقرار مدیریتی مطالعه‌شده و علمی و همچنین نظارت همیشگی بر عملکرد افراد در این سایت‌ها می‌توان مکان‌های ایمنی را برای استفاده دوستداران ورزش‌های هوایی دایر کرد. در هر جامعه‌ای قوانین نانوشته و تفاهم‌شده‌ای میان مردم وجود دارد که در مجموع آداب‌و رسوم و فرهنگ آن جامعه را می‌سازد. توسعه هوانوردی و عمومی ساختن فضاهای هوایی در کشور ما پدیده جدیدی‌ست و از اینجا لزوم فرهنگ‌سازی در این زمینه مسلم می‌گردد. متأسفانه در طول این چند سالی که پاراگلایدر جای خود را حسابی میان ایرانی‌ها باز کرده‌ حتی یک کنفرانس علمی و یا فراخوان عمومی برای ارسال مقاله‌های تخصصی پیرامون این قضیه مطرح نگشته‌است. هنوز یک سایت اینترنتی رسمی و معتبر برای کاربران فارسی‌زبان که منظور آن به جای جذب مشتری و بازار‌گرمی، اطلاع‌رسانی درست و آشنا ساختن مردم با ورزش‌های هوایی و قوانین هوانوردی باشد وجود ندارد. این در‌حالی است که پرداختن به ورزش‌های هوایی تابع صد‌در صد فراگیری دانش هوانوردی و آشنایی با تکنولوژی‌های جدید برای ایمنی بیشتر پرواز است. بعلاوه پاراگلایدر یک وسیله پروازی فاقد موتور است که خلبان در نهایت برای استفاده از آن تنها بر دانش فنی و مهارت‌های حرفه‌ای خود تکیه دارد. به همین‌جهت هر یک از پرندگان پاراگلایدر بواسطه پروازهایی که انجام داده‌اند گنجینه‌ای از تجربیات منحصر‌بفرد را در انحصار دارند. باید امکاناتی فراهم آید تا پرنده‌ها بتوانند تجربیات پروازی خود را با یکدیگر در میان بگذارند. این اتفاق ممکن است در قالب گروه‌های خود‌جوش مردمی و یا تشکیلات  دولتی محقق گردد ولی به هر رو لازم است که مجامع عمومی به طور مرتب تشکیل شده و هر روز برای بهبود قوانین پروازی تصمیم‌گیری شود. این قوانین باید منتشر گشته و در اختیار همه قرار بگیرد. در این میان نقشی که رسانه‌های عمومی برای آگاه‌سازی مردم و ترویج دانش هوانوردی می‌توانند داشته‌باشند نیز قابل‌توجه است. البته درست است که پرداختن به ورزش‌های هوایی برای علاقمندان بسیار پر‌هزینه‌ است و این امر سبب می‌گردد تعداد کمتری از مردم به سوی پرواز روی آورند؛ ولی این مطلب  منافاتی با ترویج دانش هوایی در جامعه بوجود نمی‌آورد. پاراگلایدر ورزشی نیست که کسی بخواهد در آن در مصرف پول صرفه جویی کند؛ چرا که هیچ مبلغی ارزش زندگی شما را ندارد. پرنده پاراگلایدر جان خود را در دست می‌گیرد و در سایه چتری در آسمان شناور می‌شود. این چتر حتی اگر سه میلیون تومان هم بابت آن پول پرداخت ‌شده‌‌باشد، عمر مفیدی دارد و بعد از آن به علت پوسیدگی و اثر مخربی که خواه‌نا‌خواه اشعه خورشید بر آن گذاشته، غیر قابل استفاده خواهد بود. زمانی‌‌که متأسفانه در کشور ما هیچ کنترلی بر تبلیغات نادرست(wrong Advertising) صورت نمی‌گیرد، لازم است که شهروندان شخصاً در صدد تحقیق و جستجو بر‌آمده و با یافتن حقیقت و بالا بردن دانش خود زندگی‌شان را در برابر بروز حوادث غیر‌قابل‌جبران در آینده، بیمه کنند. تاکنون به‌کرات درباره احساس خوش پرواز، بی‌خطر بودن این ورزش و امکان استفاده از تسهیلات قسطی صحبت شده‌است. با وجود این شایسته‌تر است که علاقمندان به ورزش‌های هوایی قبل از اینکه در این ورطه قدم گذارند تمامی جوانب امر را به خوبی بررسی نمایند. آموزش‌های نصفه‌نیمه، استفاده از تجهیزات غیر‌استاندارد و پرواز در سایت‌هایی که خبری از کمک‌های امدادی و ایستگاه‌های اطلاع‌رسانی هواشناسی در آن‌‌ها نیست، ممکن است تاوان سنگینی را برای پرنده‌ها رقم زند. لازم است حق ایمن بودن پاراگلایدر‌سواران نیز در کنار حق تفریح کردن آن‌ها محترم شمرده‌شود و فضای سالم و مفرحی برای این ورزش در کشور بوجود آید. پاراگلایدر می‌تواند ایمن، لذت‌بخش و متعالی باشد ولی در شرایط غیر‌مسؤولانه و نا‌ایمن شاید بهتر باشد در روی زمین آرزوی پرواز در آسمان‌ها را داشته‌ تا در آسمان در آرزوی نشستن بر زمین باشیم!